
4 سال بدون تفهیم اتهام در زندان بودم
خبرگزاری فارس: زندانی شماره 1154 گوانتانامو با بیان اینکه هیچگاه اتهاماتش توسط آمریکاییها اثبات نشد، گفت: گوانتانامو نماد پوشالی بودن قدرت آمریکاست که فقط برای رعب و وحشت ایجاد شده است.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، واقعه 11 سپتامبر و انفجار برجهای 2 قلو، بهانه نیروهای آمریکایی برای حمله نظامی به افغانستان شد. 15 سال از واقعه سپتامبر میگذرد و آمریکاییها در طول این سالها فعالیتهای مختلفی به بهانه برقراری صلح و امنیت و نابودی ترویستها در منطقه انجام دادهاند.
از جمله اقدامات آنها تأسیس زندانی به نام «گوانتانامو» در شبهجزیرهای در جنوب کوبا بوده است، زندانی مخوف که افراد بیگناهی در این زندان به اتهام تروریست بودن سالهای از عمر خود را در آن گذراندند.
یکی از این افراد «سید محمد علی موسوی گردیزی» زندانی شماره 1154 گوانتانامو است که بیش از 40 ماه از عمر خود را در زندانهای آمریکاییها در بگرام افغانستان و گوانتاناموی کوبا گذرانده است.
موسوی متولد 1338 گردیز است، وی بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه در سال 1369 وارد دانشکده پزشکی کابل شد اما بعد از روی کار آمدن حکومت کمونیستی در افغانستان در سال 1358 دانشگاه را رها و به صف مجاهدین زادگاهش پیوست شهری که جهادگران شیعه و سنی با زبانهای متفاوت فارسی و پشتو در کنار هم زندگی میکردند.
وی بعد از به پایان رساندن تحصیلاتش در رشته پزشکی از طرف مردم زادگاهش به مجلس لویه جرگه افغانستان راه یافت اما نماینده قانونی مردم افغانستان نیمه شب 22 مرداد/ اسد 1382 به اتهامات واهی در خانهاش دستگیر و به زندان آمریکاییها در بگرام و سپس گوانتانامو انتقال یافت.
این پزشک افغانستانی که هیچ گاه اتهاماتش ثابت نشد و بیگناه چهار سال در بند مخوفترین زندانها در گوانتانو به اسارت گرفته شد، حتی دستگاههای دروغ سنج آمریکاییها تروریست بودن وی را ثابت نکرد و بعد از چهار سال هنوز این سوال را از خود میپرسد که چرا چهار سال از عمر خویش را در مخوفترین زندان آمریکاییها گذرانده است؟
وی بعد از آزادی از زندان مخوف گوانتانامو، خاطرات خود را در کتابی 368 صفحههای با عنوان «حقایق ناگفته از زندان گوانتانامو» در کابل چاپ و منتشر کرد.
تهدید، ارعاب، شکنجه روحی و روانی از انواع و اقسام اقداماتی بوده است که نیروهای آمریکایی در طول مدت اسارت به این پزشک افغانستانی به جرم تروریست بودن تحمیل کرده اند.
در بخشی از خاطرات وی آمده است که «آمریکاییها جلوی چشم خانوادهام به خانهام ریختند و گفتند اگر با ما همراه نشوی جلوی خانوادهات به تو شلیک میکنیم و معنی عذاب و زجر را به تو خانوادهات میفهمانیم».
وی می گوید که چیزی که بیش از همه برای من در سالهای اسارت در زندان بگرام عذاب آور بود این جمله بود که بارها تکرار میکردند که «شما اکنون در خاک آمریکا هستید و باید بر اساس قوانین آمریکا عمل کنید!»
اما نیروهای آمریکایی در این زندان از اعمال پلید و دور از شأن انسانی، بیحرمتی، تحقیر و توهین به زندانیان به جرم تروریست بودن دست بر نداشتند.
در بخش دیگری از خاطرات موسوی آمده است که «در زندان بگرام مجبور بودیم که در مقابل سربازان زن و مرد آمریکایی لخت شویم و غسل کنیم این عمل سنگینترین تحقیر و توهین و بیعزتی برای ما بود که در مقابل چشمان چند نفر برهنه شویم اولین باری که در این موقعیت قرار گرفتم زیر دوش آب سرد رفتم و خودم را صابون زدم شاید 2 دقیقه هم نشد بود که فریاد زدند که بیرون شوم و آب را بستند، گفتم که هنوز کف صابون دارم یکی از آنها با وحشیگری به زور مرا بیرون انداخت و بعد از آن تا در بگرام بودم از صابون استفاده نکردم».
موسوی در سالهای حضورش در جهاد به عنوان فرمانده مجاهدین جبهه مرکزی گردیز 2 بار به واسطه تیر مستقیم ارتش شوروی مجروح می شود و هنوز هم گلولهای از آن در گردن به یادگار دارد اما جراحتش وی را مانع از افشای حقایق زندگی در جهنمی ترسناک و مخوف به نام گوانتانامو نکرد.
کلامش آرام و کمی محزون است صریح و بدن حاشیه صحبت میکند اما بی اجازه کلامت را قطع نمیکند، هنوز هم وقتی نام عدد 1154 را میشوند رنجی از اعماق وجودش بر چهره اش نمایان میشود.
اتهام همکاری با گروه القاعده و تروریست بودن به پزشکی چون وی که جز سالها جهاد و خدمت به مردمش گناهی مرتکب نشده است در باور هیچ انسانی نمیگنجد.
وی بعد از آزادی از گوانتانامو با تأسیس مدرسه و کلینیک خیریهای در زادگاهش گردیز مشغول خدمت مردم افغانستان است و خواندن صحبتهای وی خالی از لطف نیست.
***متن زیر حاصل گفتوگو با زندانی شماره 1154 گوانتامانو است***
از گردیز تا گوانتانامو
فارس: خودتان را معرفی میکنید؟
موسوی: سید محمد علی موسوی گردیزی متولد 1338 گردیز هستم.
فارس: چه مدت توسط آمریکاییها به اسارت گرفته شدید؟
موسوی: مدت 20 روز در گردیز و 2 ماه و نیم در بگرام و 3 سال و پنجاه روز در گوانتانامو شبه جزیرهای در جنوب کوبا زندانی بودم که نزدیک به چهار سال طول مدت اسارتم طول کشید.
فارس: تاریخچه تأسیس این زندان مربوط به چه زمانی است؟
موسوی: روی دیوارهای زندان تاریخ 1960 میلادی را نشان میدهد، قبل از اینکه «فیدل کاسترو» در آنجا حاکم شود دولت وقف این محل را با قرادادی 100 ساله در اختیار ارتش آمریکا برای ایجاد پایگاه نظامی قرار میگیرد، در قبال دریافت پولی آب آن را نیز کوبا تأمین میکند اما فیدل کاسترو سعی میکند آن را پس بگیرد و آب را قطع میکند اما همچنان در اختیار آمریکاییها باقی ماند.
ساخت زندان مخوف بعد از 11 سپتامبر
فارس: اطلاع دارید که آمریکاییها چه زمانی تصمیم به ساخت این زندان گرفتند؟
موسوی: در رابطه با ساخت زندان گوانتانامو بعد از 11 سپتامبر آمریکا تصمیم میگیرد که پایگاه نظامی را تبدیل به کمپهای برای ساختن زندان کند و جایی برای زندانیان 11 سپتامبر تشکیل میدهد، محلی که کمپهای بزرگ دلتا را تشکیل میدهد و قفسهای جداگانه برای زندانی ها ساخته میشود.
در اواخر سال 2002 کمپ های 1و 2 ساخته شد و کمپهای 3و 4 اضافه شد و برخی کمپها به قدری وحشتناک بود که غیرقابل تصور است که همچین مکانی در جهان وجود داشته باشد.
فارس: عمده زندانیان این زندان را چه افرادی تشکیل میدادند؟
موسوی: در رابطه با زندانیان این زندان پیش از حضور در این زندان من هم همانند سایر افراد فکر میکردم که تروریستها در این زندان نگهداری میشوند و قصد دارد جهان از این تروریستها امن نگه دارد اما بعد از حضور در این زندان تصور متفاوتی از زندانیان را دیدم.
شاید کمتر از 10 درصد زندانیان را طالبان و گروه القاعده تشکیل می دادند و اکثریت یعنی بیش از 75 درصد افرادی بودند که از روستاییان افغانستان که کشاورز و یا زندانیانی بودند که در بند طالبان بودند.
بیشتر زندانیان هم از نیروهای آمریکایی و هم از طالبان آسیب میدیدند. شرایط زندان به گونهای بود که همه زندانیان بر اثر فشار و شکنجه از آمریکاییها عقده داشته و این بستری برای نفرت و افراطیگری را فراهم میآورد.
فارس: نیروهای آمریکاییها به چه جرمی شما را به زندان انداختند؟
موسوی: از همان شب اول به این مساله فکر می کردم. من تازه از سفر حج به شهرمان باز گشته بودم و به همراه برادر و پسرعمویم که آنها هم پزشک هستند در خانه بودیم که به خانه ما حمله شد و من را دستگیر کردند.
در ابتدا فکر می کردم که چقدر خوب است که آنها از ما حفاظت می کنند، اما وقتی داخل میهمان خانه تفنگ را گرفتند، گفتند با شما کار داریم، سوال کردم شما با چه مجوزی حقوقی و امنیتی وارد شدهاید که با نشان دادن اسلحه گفتند ما خود قانون هستیم و در آنجا بود که متوجه شدم حقوق بشر و دموکراسی برای ما نقشی ندارد.
راهی برای اثبات بیگناهی
فارس: هیچ راهی برای اثبات بیگناهیتان نداشتید؟
موسوی: تفهیم اتهام حق هر زندانی است و وقتی بازجو از من پرسید به چه جرمی شما را گرفتند من گفتم شما باید بگوید من به چه جرمی دستگیر شده ام و به من می گفتند که ثابت کنید که گناهکار هستید وقتی که چیزی وجود ندارد مشخص است من بیگناه هستم.
در ابتدا سعی کردم با استدلال آنها را قانع کنم که بیگناه هست، اما هیچ وقت برای هیچ کدام از زندانیان تفهیم نشد که به چه دلیل گناهکار هستند.
در جلسه ای که تحت عنوان محکمه برگزار شد به آنها گفتم که علیه نیروهای شوروی جنگیده ام اما آنها این را گناه میدانستند در حالی که جهاد کردن برای ما باعث افتخار بود و خود من به هنگام بازجویی گفتم.
نتایج دروغ سنج بیگناهیم را نشان میداد
بعد از اقدامات تبلیغاتی علیه ما آنها از ماشینهای دروغسنجی استفاده کردند و حتی نتایج دروغ سنجها نیز بیگناهی ما را نشان میداد هنوز این سوال برایم مطرح شد که چرا من بیگناه هستم پس چرا اینجا هستم.
آنها به ما گفتند که شما علیه خارجیها جنگیدید و در جهاد حضور داشتید در حالی که این صحبت ها را خود من به آنها گفتم اما نظر آنها این بود که چون ما مخالف حضور بیگانگان در افغانستان هستیم پس ما گناهکار هستیم زیرا برای آمریکاییها خطرناک هستیم.
فارس: آیا محکمه یاد دادگاهی برای اثبات گناهکار بودن شما برگزار شد؟
موسوی: دادگاه یا محکمهای برای ما تشکیل نشد و تنها یک جلسه ادرای بود بعد از بررسی نتایج بود گفته شد که من در زمان جهاد شخصی با «مولوی نصرالله منصور» بوده ام که فرزند او با آمریکایی ها جنگیده است و این اتهام بزرگ من بود که زمانی یک مجاهد بودهام و با فرزند یکی از مخالفان آمریکا جهاد کردهام.
من نماینده منتخب مردم گردیز در لویه جرگه و یک پزشک متخصص بودم و به جرم اینکه برای آمریکاییها خطرناک هستم از خانه خودم به زندان منتقل شدم.
فارس: از سازمانهای حقوق بشر در زندان به دیدن شما نیامدند؟
موسوی: اولین بار که نماینده صلیب سرخ به دیدن من آمد و خودش را معرفی کرد خانمی با حجابی بود که به زبان فارسی هم صحبت می کرد کارت خودش را نشان داد و به نوعی قصد داشت تا نظر من را درباره آمریکاها بداند و میگفت که آمریکایی ها ظالم هستند به نوعی میخواست از من حرف بکشد.
بعدها متوجه شدم این شخص برای جاسوسی آمده بوده است چرا که صلیب سرخ به من گفت که ما در افغانستان نمایندگی نداریم اولین بار نماینده صلیب سرخ 2 ماه و نیم بعد از اسارت من به زندان بگرام آمد و گفتند که نامهای برای خانوادهام بنویسم که 11 ماه بعد در گوانتانامو جواب آن به دستم رسید.
در بگرام خیلی وقتها جرات نداشتیم اعتراض کنیم و آزادی به خاطر عذاب و شکنجه فراموشمان میشد اما در گوانتانامو اینطور نبود چرا که به آخر خط رسیده بودیم.
در بگرام بعد از 14 شبانه روز بیخوابی تمرکز انجام کاری را نداشتم حتی نمیتوانستم درست نماز بخوانم چرا که از نظر روانی هر انسانی 5 روز نخوابد روان او بهم میریزد چه برسد 14 روز شود.
شرایط در بگرام ده ها بار بدتر از گوانتانامو بود و با آنکه گوانتانامو از نظر جهانی اسم بدی دارد، شرایط شکنجه در بگرام زیر نظر نیروهای ویژه عملیاتی آمریکا بود اما در گوانتانامو زیر نظر ارتش این کشور بود، در بگرام سرنوشت زندانی مشخص نبود و چند نفری هم کشته شدند و اما در گوانتانامو حیات زندانی مهمتر بود.
سرنوشت زندانیان در گوانتانامو
فارس: آیا از سرنوشت کسانی که در زندان گوانتانامو زندانی بودند، اطلاع دارید؟
موسوی: پسر بچه 10 سالهای به نام اسدالله در زندان بود که الان 23 سال سن دارد و با گذشت سالها هنوز تحت تأثیر شکنجههای آمریکاییها دچار مشکلات روحی و روانی شده است.
زندانیهای که جز سران القاعده بودند به داعش پیوستند، گروهای دیگر مثل «حاجی غالب» به دولت پیوستند، گروههای افراطی در زندان گوانتانامو افراطیتر شدند و هم اکنون به داعش پیوستهاند. برخی از آنها الان با دولت افغانستان همکاری می کند و برخی همانند مسلم دوست امیر نویسنده کتاب «زنجیرهای شکسته گوانتانامو» به داعش پیوسته است.
فارس: در طول مدتی که در گوانتانامو بودید آمریکاییها شما را از انجام چه فعالیتهای منع میکردند ؟
موسوی: آمریکاییها در زندان بگرام که بودیم چند چیز را به ما یاد دادند از همان روز اول با فشار اهانت و توهین در گوانتانامو به ما گفتند که اینجا خاک آمریکا است و باید قوانین آنها احترام بگذاریم.
در بگرام اولین قانون آنها این بود که اسم تو 695 است، تو موسوی نیست و ما باید اسم خودمان را فراموش میکردیم و اسم جدید که یک عددی بود را همه جا بکار استفاده میکردیم.
آنها در حالی که چشم بندی به چشم داشتیم با بلندگو اعلام میکردند که « ?whats your name» و بعد من جواب میدادم 695 است.
در همان ابتدا به ما دستور داده شد که حق صحبت کردن، دیدن، شنیدن توهین به سرباز و پرچم آمریکا نداریم، بازجو نداریم و در صورتی که این موارد رعایت نمیشد ما را مجازات می کردند.
فارس: دلیل استفاده ابزاری آمریکایی از سازمان ملل چیست؟
موسوی: در افغانستان دهها سازمان به نام صلیب سرخ وجود دارد که در راستای اهداف آمریکا به امور بازسازی افغانستان و کمک بلاعوض مشغول هستند که این برنامه های بشر دوستانه اهداف خاصی را دنبال می کند که در راستای منافع آمریکاست.
فعلا در افغانستان سازمان ملل دنباله رو اهداف آمریکا است و با این حد همراهی در رابطه با صلح هیچکاره است.
فارس: دلیل حضور آمریکاییها در افغانستان چیست و چه اهدافی را دنبال می کنند؟ آیا آنها قصد خروج از افغانستان را دارند؟
موسوی: آمریکاییها در منطقه به بهانه مبارزه با تروریست به دنبال اهداف خاص دیگری هستند و با بزرگنمایی داعش به دنبال توجیه اشغال شهرهای بزرگ افغانستان و سوریه هستند.
این اتفاقی نیست برنامه طراحی شده است آنها به داعش سلاح میدهند و سقوط قندوز مثل موصل توسط مخالفین دولت از برنامه های آنها است. دادن انبار مهمات به دست مخالفین از برنامههای است که آنها دنبال میکنند و چیزی نیست که مردم افغانستان نفهمیدند.
خوی سلطه گر آمریکاییها
فارس: علت خوی سلطه گری آمریکاییها چیست؟
موسوی: دلیل خوی سلطه گری آمریکاییها این است که استکبار جز این فکری در سر ندارد و این خوی با استقامت و مقاومت ایستادگی مردم باید جواب داده شود.
فارس: چرا آمریکاییها اجازه بازدید از زندان گوانتانامو را نمیدهند؟
موسوی: دلیل اینکه آنها اجازه بازرسی از این زندان را نمیدهند این است که نمیخواهند حقایق این زندان افشا شود و برای همین گوانتانامو مکان مبهمی شناخته شده است تا مخالفین آمریکا از آن بهراسند و آن را همانند یک هیولا و جهنم ساختند و از آن در افغانستان به عنوان یک عنصر ابزاری استفاده کردند.
فارس: دلیل اهانت آمریکاییها به زندانیان در گوانتانامو چیست؟
موسوی: سربازان آمریکایی در زندان قصد خرد کردن شخصیت مجاهد مبارزه را داشتند و شخصیتهای مجاهد چیزی جز هویت ایستادگی در برابر اجنبیها نداشتند چرا که اعتقادات شخصیت انسانها را می سازد و آنها به دنبال خرد کردن شخصیت مقدسات را داشتند.
فارس: بعد از آزادی از زندان به فکر شکایت از مجامع حقوق بشر نبودید که چرا چهار سال بیگناه زندانی شدید؟
موسوی: بعد از آزادی از زندان به این فکر بودم و پسرم سال اول مدرسه بود به من گفت که شکایت کنم اما مراجع حقوق بشر خودشان از آمریکا میترسند و این ریسک بود و هزینه هنگفتی را در پی داشت.
بعد از آزادی مصاحبهای داشتم و کتابی را نوشتم و مدتی را مخفی ماندم تا مشکلی برایم پیش نیاید و در دولت مشغول به کار شدم.
بعد از رهایی از گوانتانامو
فارس: بعد از آزادی از زندان چه شرایط داشتید و به چه کاری مشغول شدید؟
موسوی: شرایط زندگی بعد از زندان من نیز همانند همه زندانیان از کابوس چهل ماه اسارت تا آخر عمر خلاصی ندارم. همه زندانیان این زندان تا پایان عمر خود درگیر این قضیه هستند و عقده علیه استکبار و آمریکا در آنها و خانواده زندانیان خواهد ماند.
بعد از رهایی از زندان من تعهد کردم همیشه در دفاع از مظلومان گام بردارم و به فرموده مولا علی (ع) حامی حق و مظلومان باشم و مثل قبل از اسارت به مردم خدمت کنم ، برای همین مدرسه خصوصی و درمانگاه خیریهای را در گردیز احداث کردم و به خدمت به مردم مشغول هستم.
در فعالیتهای اجتماعی سیاسی در حد توان فعالیت میکنم و در دولت مسئول مدیریت بحران مربوط به حوادث زلزله و سیل و جنگ و حمایت از افراد آسیب پذیر هستم.
آمریکاییها دزدان نابلدی که به کاهدان میزنند
فارس: علت حملات آمریکاییها به غیر نظامیان در افغانستان چیست؟
موسوی: تفاوت تجاوز آمریکا و شوروی به افغانستان در این است که شوروی در افغانستان مورد حمایت حزب دموکرات بود اما آمریکا همانند دزد نابلدی است که همواره به کاهدان میزنند و هر چند وقتی با کشتن انسانهای بیگناه و حمله به خانواده پزشک افغانستانی و بمباران بیمارستانی در قندوز آن را تنها اشتباه انسانی قلمداد میکند.
فارس: آینده افغانستان را چطوری پیشبینی می کنید؟
موسوی: من به آینده افغانستان خوشبین هستم چرا که بصیرت و بیداری نسل جدید افغانستان به آینده و شعور سیاسی مردم افغانستان به سطحی رسیده که خودشان در رابطه با آینده سیاسی تصمیم بگیرند و کشورهای منطقه نیز باید با انتقال تجارب به افغانستان کمک کنند.
فارس: سوال آخر عدد 1154 شما را به چه یاد میآورد؟
موسوی: (کمی مکث میکند و با تأثر جواب میدهد) شماره 1154هنوز تأثیرات روانی سالهای اسارت در گوانتانامو را به خاطر من میآورد، چیزی نیست که هیچ وقت آن را فراموش کنم و تا پایان عمر همراه من خواهد بود.
انتهای پیام/