[[{"content_id":12806,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"6","owner_id":"617","user_id":"415","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"415","content_title":"زندان بگرام از زبان زندانی آزاد‌شده","content_number":"","content_date_event":"2016-09-17 12:39:35","content_summary":"دکتر محمدعلی‌شاه موسوی، پزشکی افغانستانی است. او که عضو لویی‌جرگۀ موقت افغانستان بوده است، در سال 82 در خانۀ خود در شهر گردیز افغانستان توسط نظامیان آمریکایی ربوده می‌شود و 40 ماه را در بند آمریکایی‌ها در زندان‌های بگرام و گوانتانامو می‌گذراند.","content_summary_fill":"1","content_body":"زندان بگرام و حقایقی حقوق&zwnj;بشر آمریکایی در افغانستان در جریان حضور نظامی آمریکا در سال 2002، موضوع این هفتۀ برنامۀ هم&zwnj;قصه بود و دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی، زندانی آزاده&zwnj;شده از زندان گوانتامو، برای اولین&zwnj;بار برای مخاطب ایرانی عملکرد آمریکایی&zwnj;ها در برخورد باز زندانیان خود را روایت کرد.\r\n\r\nبه گزارش روابط عمومی برنامۀ هم&zwnj;قصه، دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی، پزشکی افغانستانی است. او که عضو لویی&zwnj;جرگۀ موقت افغانستان بوده است، در سال 82 در خانۀ خود در شهر گردیز افغانستان توسط نظامیان آمریکایی ربوده می&zwnj;شود و 40 ماه را در بند آمریکایی&zwnj;ها در زندان&zwnj;های بگرام و گوانتانامو می&zwnj;گذراند.\r\n\r\nدکتر موسوی بعد از آزادی از گوانتانامو، مشاهدات و خاطرات خود از وضعیت بگرام و گوانتانامو را در قالب کتابی به نام &laquo;حقایق ناگفته از گوانتانامو&raquo; در افغانستان منتشر کرد. او با حضور در برنامۀ هم&zwnj;قصه برای اولین&zwnj;بار برای مخاطب ایرانی روایتی دست&zwnj;اول و بدون&zwnj; واسطه از وضعیت زندانیانی را که به دست آمریکایی&zwnj;ها بازداشت شده بودند و نیز وضعیت زندان&zwnj;های بگرام و&zwnj; گوانتانامو و رفتار نظامیان آمریکایی با زندانیان را روایت کرد.\r\n\r\nدر ابتدای این برنامه اطلاعاتی دربارۀ زندان&zwnj;ها و زندانیان آمریکا به مخاطبان ارائه شد. بیش از 2 میلیون نفر زندانی در آمریکا و بیش از ده کشور که آمریکا در آن&zwnj;ها زندان تأسیس کرده است، بخش از این اطلاعات بود. ادامۀ این گزارش به زندان گوانتانامو اختصاص داشت و با این مقدمه، مهمان برنامه به استودیو دعوت شد.\r\n\r\nگفت&zwnj;وگوی برنامۀ هم&zwnj;قصه با این سؤال روح&zwnj;الله رضوی، مجری برنامه، آغاز شد که &laquo;تصوری که از زندان گوانتانامو وجود دارد است این است که آمریکایی&zwnj;ها افرادی را که عضو گروه&zwnj;های تروریستی مثل القاعده، طالبان و ... هستند، دستگیر می&zwnj;کنند و به این زندان می&zwnj;برند. شما عضو کدام&zwnj;یک از این گروه&zwnj;ها بودید؟&raquo; دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی در پاسخ به این سؤال گفت: این تبلیغات برای زندان گوانتانامو دور از واقعیت است؛ زیرا بنده عضو هیچ گروهی نبودم و تنها یک پزشک هستم و فقط در سال&zwnj;هایی که کومونیست&zwnj;ها بر افغانستان حکومت می&zwnj;کردند، عضو گروه&zwnj;های مجاهدین بودم و علیه کومونیست&zwnj;ها مبارزه می&zwnj;کردم.\r\n\r\nعضو لویی&zwnj;جرگۀ اضطراری افغانستان با بیان اینکه بعد از ماجرای 11 سپتامبر و حملۀ آمریکایی&zwnj;ها به عراق، تبلیغات کاذبی شکل گرفت که فکر می&zwnj;کردیم دورۀ اختناق تمام شده است، و فضای خدمت مساعدی برای خدمت فراهم شده است شده است گفت: تا سال 81 در ایران بودم و در آن سال با این تصور که با حضور آمریکایی&zwnj;ها فضا مساعد شده است به افغانستان بازگشتم و از طرف مردم شهر گردیز افغانستان که خود من هم از همان شهر هستم، به عنوان نمایندۀ لویی&zwnj;جرگه اضطراری انتخاب شدم و وارد مجلس شدم. این لویی&zwnj;جرگه، مجلسی بود که دولت موقت را بعد از سقوط طالبان تعیین کرد.\r\n\r\nدکتر موسوی در ادامه به توضیح علت دستگیری&zwnj;اش توسط آمریکایی&zwnj;ها پرداخت و با بیان اینکه تا آخر هم مشخص نشد که چرا ما را بازدداشت کردند، گفت: سال 82 به همراه دو برادرم و پسرعمویم به حج مشرف شدیم و بعد از بازگشت به افغانستان، با استقبال پرشور مردم گردیز مواجه گشتیم. در آن زمان رسم بر این بود که وقتی کاروان نظامیان آمریکایی از جاده&zwnj;ای عبور می&zwnj;کردند، سایر ماشین&zwnj;ها موظف بودند که در کنار جاده متوقف شوند تا کاروان آمریکایی&zwnj;ها عبور کنند. زمانی که مردم در بیرون از شهر به استقبال ما آمدند، به علت جمعیت زیادی که برای استقبال آمده بودند، این مسئله برعکس شد و کاروان نظامیان آمریکایی مجبور شدند که در کنار جاده متوقف شوند تا ما عبور کنیم. این مسئله باعث حساسیت آن&zwnj;ها شد و من فکر می&zwnj;کنم علت دستگیری من و همراهانم این بود.\r\n\r\nزندانی آزاد شده از زندان آمریکایی بگرام با توصیف تصور غلطی که از قانون آمریکا و وضع جدید افغانستان داشته است، ادامه داد: همان شبی که به افغانستان بازگشتیم در مهمان&zwnj;خانۀ مسجد شهر نشسته بودیم که آمریکایی&zwnj;ها آمدند و من را صدا زدند. تصور ما بر این بود که حالا که آمریکایی&zwnj;ها امور را به دست گرفته&zwnj;اند و به حدی ادعای قانون و حقوق بشر دارند که حتی ما را اغوا کرده&zwnj;اند، حتماً همه&zwnj;چیز بر اساس قانون و منطق جلو می&zwnj;رود. با این تصور از آن&zwnj;ها پرسیدم که برای ورود چه حکمی دارید و مجوز خود را نشان بدهید. نظامی آمریکایی جواب داد: &laquo;من قانون هستم و اسلحه&zwnj;ام مجوز من است.&raquo; این جمله خیلی برای من سنگین بود و متوجه شدم، ذهنیت ما دربارۀ آمریکایی&zwnj;ها غلط بوده است.\r\n\r\nدکتر موسوی با بیان اینکه بعد از بازداشت چند نفر از اعضای خانوادۀ ما، ابتدا چند روز در زندان گردیز بازداشت بودیم و سپس به بگرام منتقل شدیم و اینکه بیان جزئیات شکنجه&zwnj;ها از لحاظ عاطفی برای خودم و خانواده&zwnj;ام دردآور است و نیز بیان بعضی از شکنجه&zwnj;ها بدآموزی دارد و صحیح نیست از توضیح جزئیات شکنجه&zwnj;های امتناع کرد و گفت: عمدۀ شکنجه&zwnj;ها برای این بود که ما را از لحاظ شخصیت و استقامت تخریب کنند و روحیه استقامت را از ما بگیرند و تحقیر بالاترین شکنجۀ آن&zwnj;ها بود. مثلاً وقتی ما را به بگرام منتقل می&zwnj;کردند، ما را به مدت نیم&zwnj;ساعت در جلو موتور جت هواپیما و در آن گرما نگه &zwnj;داشتند. این کار هیچ علتی نداشت و فقط آن&zwnj;ها می&zwnj;خواستند روحیه ما را خراب کنند.\r\n\r\nدر ادامۀ برنامه گزارش کوتاهی از صحبت&zwnj;های چند خانوادۀ افغانستانی پخش شد که در حین هجوم یا بمباران آمریکایی&zwnj;ها تعداد زیادی از اعضای خانوادۀ آن&zwnj;ها کشته شده بودند. در بخشی از این گزارش بیان شد که دو نفر از زنانی که در یکی از این هجوم&zwnj;ها کشته شده بودند، باردار بودند.\r\n\r\nکندن لباس و برهنه شدن در مقابل چند بازجوی زن و مرد آمریکایی در ورود به زندان بگرام، یک نمونه از تحقیرهایی بود که دکتر موسوی به آن اشاره کرد و گفت: در اتاقی که من را در وسط آن به بند کشیده بودند و در حالی که برهنه بودم دورتادور من بازجوهای آمریکایی نشسته بودند، یکی با صدای بسیار بلند فریاد زد که این را بشنو: اسم تو محمدعلی شاه نیست؛ بلکه 695 است. حدود بیست بار به صورت داد برای من تکرار کرد و این شمارۀ من در بگرام بود.\r\n\r\nدکتر موسوی دو رفتار آمریکایی را بسیار ناراحت&zwnj;کننده&zwnj;تر از سایرین دانست و گفت: دو جا بسیار ناراحت شدم: اول زمانی سرباز آمریکایی گفت که من قانون هستم و دوم در بگرام که بازجو گفت: این&zwnj;جا خاک آمریکا است و قوانین آمریکا حاکم است. بعد شروع کرد به بیان قوانین: هیچ حرکتی نمی&zwnj;کنی، هیچ حرفی نمی&zwnj;زنی، هیچ چیز را نگاه نمی&zwnj;کنی، به پرچم و سربازان آمریکا توهین نمی&zwnj;کنی و اعتراض نمی&zwnj;کنی.\r\n\r\nمشخص نبودن اتهام و علت بازداشت این پزشک افغانستانی بخش دیگری از سرگذشت محمدعلی&zwnj;شاه موسوی بود و موسوی با بیان اینکه نه&zwnj;تنها در بگرام، که در گوانتانامو هم ما تفهیم اتهام نشدیم و نمی&zwnj;دانستیم برای چه بازداشت شده&zwnj;ایم، گفت: در بازجویی&zwnj;ها مدام از ما می&zwnj;پرسیدند برای چه شما را دستگیر کرده&zwnj;اند. در جواب آن&zwnj;ها می&zwnj;گفتم که من بی&zwnj;گناهم و شما که من را بازداشت کرده&zwnj;اید باید بگویید چرا من را گرفته&zwnj;اید. آن&zwnj;ها می&zwnj;گفتند: &laquo;حتماً جرمی مرتکب شده&zwnj;ای که شما را دستگیر کرده&zwnj;اند، جرمت را بگو!&raquo;\r\n\r\nارتباط زندانیان بگرام با القاعده و طالبان بخش دیگری از صحبت&zwnj;های این زندانی آزاد&zwnj;شده از زندان بگرام بود و دکتر موسوی گفت: در ابتدای ورود به بگرام، با دیدن زندانیانی که لباس نارجی برتن کرده بودند، تصور کردم که وقتی سران القاعده و طالبان توسط آمریکایی&zwnj;ها بازداشت می&zwnj;شوند، به اینجا می&zwnj;آیند و من به جمع القاعده و طالبان وارد شده&zwnj;ام. اما رفته&zwnj;رفته فهمیدم که زندانیان آن&zwnj;جا هیچ&zwnj;کدام با القاعده و طالبان ارتباطی نداشتند و همه مردمی عادی بودند و حتی در میان آن&zwnj;ها افراد بی&zwnj;سوادی بود که از سر زمین کشاورزی بازداشت شده بودند. در میان زندانیان افرادی هم بودند که مشکل روانی داشتند و به این علت بازداشت شده بودند که وقتی نظامیان آمریکایی ایست&zwnj; داده بودند، آن&zwnj;ها توجه نکرده بودند.\r\n\r\nدر ادامۀ برنامه یکی از حضار داخل استودیو از دکتر موسوی دربارۀ تأثیری که شکنجه&zwnj;ها در رفتار زندانیان داشته&zwnj; است، پرسید که مهمان برنامه هم&zwnj;قصه در جواب گفت: این شکنجه&zwnj;ها و مجازات&zwnj;ها چیزی جز کینه و عقده علیه آمریکا در وجود زندانیان به جا نگذاشت. اگر جایی برای دادخواهی این کینه&zwnj;ها وجود داشته باشد، تشافی قلب می&zwnj;شود؛ اما زمانی که وجود ندارد، در میان این&zwnj;ها فکر انتقام&zwnj;جویی برجسته می&zwnj;شود. اینکه شما می&zwnj;بینید در جهان برخی&zwnj;ها تلاش می&zwnj;کنند که حتی&zwnj;الامکان سرباز آمریکایی را بکشند نتیجۀ همین عقده&zwnj;ها و کینه&zwnj;ها است. بنابراین این شکنجه&zwnj;ها نتیجه&zwnj;ای جز افراط&zwnj;گرایی و خشونت در پی ندارد.\r\n\r\nبخش پایانی صحبت&zwnj;های مهمان هم&zwnj;قصه به انتقال او به گوانتانامو اختصاص داشت. دکتر موسوی درباره تصورات&zwnj; زندانیان بگرام از گوانتانامو گفت: برای همۀ مردم به&zwnj;ویژه زندانیان بگرام تصوری که از گوانتانامو وجود داشت، مکانی پر از وحشت و درد و جایی پرابهام بود و زندانیان از ترس اینکه به گوانتانامو منتقل شوند، شکنجه&zwnj;ها، توهین&zwnj;ها و تحقیر&zwnj;های بگرام را تحمل می&zwnj;کردند و دست به اعتراض نمی&zwnj;زدند. زمانی که من را برای انتقال به گوانتانامو انتخاب کردند، با شیوه&zwnj;ای کاملاً تحقیرآمیز و به&zwnj;سان گوسفند تمام مو&zwnj;های بدنم را ماشین کردند و با تحقیر فراوان به گوانتانامو انتقال دادند. تنها جایی که من مرگ را از خدا درخواست کردم، زمانی بود که ما را داشتند از بگرام به گوانتانامو منتقل می&zwnj;کردند.\r\n\r\nادامۀ داستان محمد&zwnj;علی&zwnj;شاه موسوی و ماجراهایی که در زندان گوانتانامو برای او رخ&zwnj; داد، به دلیل طولانی شدن برنامه، به قسمت بعد موکول شد و دکتر موسوی در قسمت بعدی هم&zwnj;قصه به شرح ما&zwnj;وقع زندان حضورش در زندان گوانتانامو خواهد پرداخت.","content_html":"<p dir=\"RTL\">زندان بگرام و حقایقی حقوق&zwnj;بشر آمریکایی در افغانستان در جریان حضور نظامی آمریکا در سال 2002، موضوع این هفتۀ برنامۀ هم&zwnj;قصه بود و دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی، زندانی آزاده&zwnj;شده از زندان گوانتامو، برای اولین&zwnj;بار برای مخاطب ایرانی عملکرد آمریکایی&zwnj;ها در برخورد باز زندانیان خود را روایت کرد.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">به گزارش <a href=\"http://hamghesse.ir/\">روابط عمومی برنامۀ هم&zwnj;قصه</a>، دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی، پزشکی افغانستانی است. او که عضو لویی&zwnj;جرگۀ موقت افغانستان بوده است، در سال 82 در خانۀ خود در شهر گردیز افغانستان توسط نظامیان آمریکایی ربوده می&zwnj;شود و 40 ماه را در بند آمریکایی&zwnj;ها در زندان&zwnj;های بگرام و گوانتانامو می&zwnj;گذراند.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">دکتر موسوی بعد از آزادی از گوانتانامو، مشاهدات و خاطرات خود از وضعیت بگرام و گوانتانامو را در قالب کتابی به نام &laquo;حقایق ناگفته از گوانتانامو&raquo; در افغانستان منتشر کرد. او با حضور در برنامۀ هم&zwnj;قصه برای اولین&zwnj;بار برای مخاطب ایرانی روایتی دست&zwnj;اول و بدون&zwnj; واسطه از وضعیت زندانیانی را که به دست آمریکایی&zwnj;ها بازداشت شده بودند و نیز وضعیت زندان&zwnj;های بگرام و&zwnj; گوانتانامو و رفتار نظامیان آمریکایی با زندانیان را روایت کرد.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در ابتدای این برنامه اطلاعاتی دربارۀ زندان&zwnj;ها و زندانیان آمریکا به مخاطبان ارائه شد. بیش از 2 میلیون نفر زندانی در آمریکا و بیش از ده کشور که آمریکا در آن&zwnj;ها زندان تأسیس کرده است، بخش از این اطلاعات بود. ادامۀ این گزارش به زندان گوانتانامو اختصاص داشت و با این مقدمه، مهمان برنامه به استودیو دعوت شد.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">گفت&zwnj;وگوی برنامۀ هم&zwnj;قصه با این سؤال روح&zwnj;الله رضوی، مجری برنامه، آغاز شد که &laquo;تصوری که از زندان گوانتانامو وجود دارد است این است که آمریکایی&zwnj;ها افرادی را که عضو گروه&zwnj;های تروریستی مثل القاعده، طالبان و ... هستند، دستگیر می&zwnj;کنند و به این زندان می&zwnj;برند. شما عضو کدام&zwnj;یک از این گروه&zwnj;ها بودید؟&raquo; دکتر محمدعلی&zwnj;شاه موسوی در پاسخ به این سؤال گفت: این تبلیغات برای زندان گوانتانامو دور از واقعیت است؛ زیرا بنده عضو هیچ گروهی نبودم و تنها یک پزشک هستم و فقط در سال&zwnj;هایی که کومونیست&zwnj;ها بر افغانستان حکومت می&zwnj;کردند، عضو گروه&zwnj;های مجاهدین بودم و علیه کومونیست&zwnj;ها مبارزه می&zwnj;کردم.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">عضو لویی&zwnj;جرگۀ اضطراری افغانستان با بیان اینکه بعد از ماجرای 11 سپتامبر و حملۀ آمریکایی&zwnj;ها به عراق، تبلیغات کاذبی شکل گرفت که فکر می&zwnj;کردیم دورۀ اختناق تمام شده است، و فضای خدمت مساعدی برای خدمت فراهم شده است شده است گفت: تا سال 81 در ایران بودم و در آن سال با این تصور که با حضور آمریکایی&zwnj;ها فضا مساعد شده است به افغانستان بازگشتم و از طرف مردم شهر گردیز افغانستان که خود من هم از همان شهر هستم، به عنوان نمایندۀ لویی&zwnj;جرگه اضطراری انتخاب شدم و وارد مجلس شدم. این لویی&zwnj;جرگه، مجلسی بود که دولت موقت را بعد از سقوط طالبان تعیین کرد.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">دکتر موسوی در ادامه به توضیح علت دستگیری&zwnj;اش توسط آمریکایی&zwnj;ها پرداخت و با بیان اینکه تا آخر هم مشخص نشد که چرا ما را بازدداشت کردند، گفت: سال 82 به همراه دو برادرم و پسرعمویم به حج مشرف شدیم و بعد از بازگشت به افغانستان، با استقبال پرشور مردم گردیز مواجه گشتیم. در آن زمان رسم بر این بود که وقتی کاروان نظامیان آمریکایی از جاده&zwnj;ای عبور می&zwnj;کردند، سایر ماشین&zwnj;ها موظف بودند که در کنار جاده متوقف شوند تا کاروان آمریکایی&zwnj;ها عبور کنند. زمانی که مردم در بیرون از شهر به استقبال ما آمدند، به علت جمعیت زیادی که برای استقبال آمده بودند، این مسئله برعکس شد و کاروان نظامیان آمریکایی مجبور شدند که در کنار جاده متوقف شوند تا ما عبور کنیم. این مسئله باعث حساسیت آن&zwnj;ها شد و من فکر می&zwnj;کنم علت دستگیری من و همراهانم این بود.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">زندانی آزاد شده از زندان آمریکایی بگرام با توصیف تصور غلطی که از قانون آمریکا و وضع جدید افغانستان داشته است، ادامه داد: همان شبی که به افغانستان بازگشتیم در مهمان&zwnj;خانۀ مسجد شهر نشسته بودیم که آمریکایی&zwnj;ها آمدند و من را صدا زدند. تصور ما بر این بود که حالا که آمریکایی&zwnj;ها امور را به دست گرفته&zwnj;اند و به حدی ادعای قانون و حقوق بشر دارند که حتی ما را اغوا کرده&zwnj;اند، حتماً همه&zwnj;چیز بر اساس قانون و منطق جلو می&zwnj;رود. با این تصور از آن&zwnj;ها پرسیدم که برای ورود چه حکمی دارید و مجوز خود را نشان بدهید. نظامی آمریکایی جواب داد: &laquo;من قانون هستم و اسلحه&zwnj;ام مجوز من است.&raquo; این جمله خیلی برای من سنگین بود و متوجه شدم، ذهنیت ما دربارۀ آمریکایی&zwnj;ها غلط بوده است.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">دکتر موسوی با بیان اینکه بعد از بازداشت چند نفر از اعضای خانوادۀ ما، ابتدا چند روز در زندان گردیز بازداشت بودیم و سپس به بگرام منتقل شدیم و اینکه بیان جزئیات شکنجه&zwnj;ها از لحاظ عاطفی برای خودم و خانواده&zwnj;ام دردآور است و نیز بیان بعضی از شکنجه&zwnj;ها بدآموزی دارد و صحیح نیست از توضیح جزئیات شکنجه&zwnj;های امتناع کرد و گفت: عمدۀ شکنجه&zwnj;ها برای این بود که ما را از لحاظ شخصیت و استقامت تخریب کنند و روحیه استقامت را از ما بگیرند و تحقیر بالاترین شکنجۀ آن&zwnj;ها بود. مثلاً وقتی ما را به بگرام منتقل می&zwnj;کردند، ما را به مدت نیم&zwnj;ساعت در جلو موتور جت هواپیما و در آن گرما نگه &zwnj;داشتند. این کار هیچ علتی نداشت و فقط آن&zwnj;ها می&zwnj;خواستند روحیه ما را خراب کنند.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در ادامۀ برنامه گزارش کوتاهی از صحبت&zwnj;های چند خانوادۀ افغانستانی پخش شد که در حین هجوم یا بمباران آمریکایی&zwnj;ها تعداد زیادی از اعضای خانوادۀ آن&zwnj;ها کشته شده بودند. در بخشی از این گزارش بیان شد که دو نفر از زنانی که در یکی از این هجوم&zwnj;ها کشته شده بودند، باردار بودند.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">کندن لباس و برهنه شدن در مقابل چند بازجوی زن و مرد آمریکایی در ورود به زندان بگرام، یک نمونه از تحقیرهایی بود که دکتر موسوی به آن اشاره کرد و گفت: در اتاقی که من را در وسط آن به بند کشیده بودند و در حالی که برهنه بودم دورتادور من بازجوهای آمریکایی نشسته بودند، یکی با صدای بسیار بلند فریاد زد که این را بشنو: اسم تو محمدعلی شاه نیست؛ بلکه 695 است. حدود بیست بار به صورت داد برای من تکرار کرد و این شمارۀ من در بگرام بود.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">دکتر موسوی دو رفتار آمریکایی را بسیار ناراحت&zwnj;کننده&zwnj;تر از سایرین دانست و گفت: دو جا بسیار ناراحت شدم: اول زمانی سرباز آمریکایی گفت که من قانون هستم و دوم در بگرام که بازجو گفت: این&zwnj;جا خاک آمریکا است و قوانین آمریکا حاکم است. بعد شروع کرد به بیان قوانین: هیچ حرکتی نمی&zwnj;کنی، هیچ حرفی نمی&zwnj;زنی، هیچ چیز را نگاه نمی&zwnj;کنی، به پرچم و سربازان آمریکا توهین نمی&zwnj;کنی و اعتراض نمی&zwnj;کنی.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">مشخص نبودن اتهام و علت بازداشت این پزشک افغانستانی بخش دیگری از سرگذشت محمدعلی&zwnj;شاه موسوی بود و موسوی با بیان اینکه نه&zwnj;تنها در بگرام، که در گوانتانامو هم ما تفهیم اتهام نشدیم و نمی&zwnj;دانستیم برای چه بازداشت شده&zwnj;ایم، گفت: در بازجویی&zwnj;ها مدام از ما می&zwnj;پرسیدند برای چه شما را دستگیر کرده&zwnj;اند. در جواب آن&zwnj;ها می&zwnj;گفتم که من بی&zwnj;گناهم و شما که من را بازداشت کرده&zwnj;اید باید بگویید چرا من را گرفته&zwnj;اید. آن&zwnj;ها می&zwnj;گفتند: &laquo;حتماً جرمی مرتکب شده&zwnj;ای که شما را دستگیر کرده&zwnj;اند، جرمت را بگو!&raquo;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ارتباط زندانیان بگرام با القاعده و طالبان بخش دیگری از صحبت&zwnj;های این زندانی آزاد&zwnj;شده از زندان بگرام بود و دکتر موسوی گفت: در ابتدای ورود به بگرام، با دیدن زندانیانی که لباس نارجی برتن کرده بودند، تصور کردم که وقتی سران القاعده و طالبان توسط آمریکایی&zwnj;ها بازداشت می&zwnj;شوند، به اینجا می&zwnj;آیند و من به جمع القاعده و طالبان وارد شده&zwnj;ام. اما رفته&zwnj;رفته فهمیدم که زندانیان آن&zwnj;جا هیچ&zwnj;کدام با القاعده و طالبان ارتباطی نداشتند و همه مردمی عادی بودند و حتی در میان آن&zwnj;ها افراد بی&zwnj;سوادی بود که از سر زمین کشاورزی بازداشت شده بودند. در میان زندانیان افرادی هم بودند که مشکل روانی داشتند و به این علت بازداشت شده بودند که وقتی نظامیان آمریکایی ایست&zwnj; داده بودند، آن&zwnj;ها توجه نکرده بودند.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">در ادامۀ برنامه یکی از حضار داخل استودیو از دکتر موسوی دربارۀ تأثیری که شکنجه&zwnj;ها در رفتار زندانیان داشته&zwnj; است، پرسید که مهمان برنامه هم&zwnj;قصه در جواب گفت: این شکنجه&zwnj;ها و مجازات&zwnj;ها چیزی جز کینه و عقده علیه آمریکا در وجود زندانیان به جا نگذاشت. اگر جایی برای دادخواهی این کینه&zwnj;ها وجود داشته باشد، تشافی قلب می&zwnj;شود؛ اما زمانی که وجود ندارد، در میان این&zwnj;ها فکر انتقام&zwnj;جویی برجسته می&zwnj;شود. اینکه شما می&zwnj;بینید در جهان برخی&zwnj;ها تلاش می&zwnj;کنند که حتی&zwnj;الامکان سرباز آمریکایی را بکشند نتیجۀ همین عقده&zwnj;ها و کینه&zwnj;ها است. بنابراین این شکنجه&zwnj;ها نتیجه&zwnj;ای جز افراط&zwnj;گرایی و خشونت در پی ندارد.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">بخش پایانی صحبت&zwnj;های مهمان هم&zwnj;قصه به انتقال او به گوانتانامو اختصاص داشت. دکتر موسوی درباره تصورات&zwnj; زندانیان بگرام از گوانتانامو گفت: برای همۀ مردم به&zwnj;ویژه زندانیان بگرام تصوری که از گوانتانامو وجود داشت، مکانی پر از وحشت و درد و جایی پرابهام بود و زندانیان از ترس اینکه به گوانتانامو منتقل شوند، شکنجه&zwnj;ها، توهین&zwnj;ها و تحقیر&zwnj;های بگرام را تحمل می&zwnj;کردند و دست به اعتراض نمی&zwnj;زدند. زمانی که من را برای انتقال به گوانتانامو انتخاب کردند، با شیوه&zwnj;ای کاملاً تحقیرآمیز و به&zwnj;سان گوسفند تمام مو&zwnj;های بدنم را ماشین کردند و با تحقیر فراوان به گوانتانامو انتقال دادند. تنها جایی که من مرگ را از خدا درخواست کردم، زمانی بود که ما را داشتند از بگرام به گوانتانامو منتقل می&zwnj;کردند.</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">ادامۀ داستان محمد&zwnj;علی&zwnj;شاه موسوی و ماجراهایی که در زندان گوانتانامو برای او رخ&zwnj; داد، به دلیل طولانی شدن برنامه، به قسمت بعد موکول شد و دکتر موسوی در قسمت بعدی هم&zwnj;قصه به شرح ما&zwnj;وقع زندان حضورش در زندان گوانتانامو خواهد پرداخت.</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2016-09-17 12:39:35","content_date_finish":"2016-09-17 12:39:35","content_date_register":"2016-09-17 12:44:38","content_date_last_edit":"2016-09-30 16:11:28","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"26879","tag_word":"هم‌قصه,هم‌قصه,هم قصه,هم قصه,همقصه,همقصه,گوانتانامو,گوانتانامو,دکتر محمدعلی شاه,دکتر محمدعلی شاه,دکتر محمدعلیشاه موسوی,دکتر محمدعلیشاه موسوی,قسمت هفتم,قسمت هفتم","tag_service":"0","tag_total":"259","tag_soundex":"H520","attach_token":1724896628,"attach_date_register":"2016-09-15 15:09:47","attach_id":16425,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"5472","attach_img_height":"3648","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"8427","visit_date_last":"2026-06-10 06:16:33","attach_title":"همقصه","node_title":"اخبار,تصاویر","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":605, \"left\":104, \"right\":127},{\"node_id\":611, \"left\":119, \"right\":120}]","node_number":"14","allowable_node":"14","img_src":"./cache/6/attach/201609/16425_1724896628_5472_3648.jpg"}]]